تبليغاتX
کسی بیرون از قاب


کسی بیرون از قاب

قفسم را میگذاری در بهشت تا بوی عطر مبهم دوردستی  مستم  کند،

تا تنم را به دیواره ها بکوبم،تا تن کبودم  درد بگیرد؛

ودرد  نردبانی است که  آن سویش تو ایستاده ای برای در آغوش کشیدنم؛

اما من آدم متوسطی هستم وبیش از آنچه باید خودم را درگیر نمیکنم؛باهیچ چیز!

در بهشت هم فقط حسرتم را آه میکشم.

تن نمیکوبم به دیواره ها تا درد مرا به تو برساند.

 

قفسم را میگذاری در بهشت تا  تاب خوردن برگ ها،تا سایه های بی نقص درختان انبوه

دیوانه ام کند؛تا دست از لای میله ها بیرون کنم؛تا دستم لای میله ها زخم شود؛

وزخم  دالانی است که  پایانش  تو ایستاده ای  برای در آغوش کشیدنم؛

اما من آدم متوسطی هستم و خود را در گیر نمیکنم؛ با هیچ چیز!

در بهشت هم هوسم را فقط نگاه میکنم

 و دستم را زخمی هیچ آرزویی نمی کنم.

 

با من چه باید بکنی که به میله هایم ،به فضای تنگم،به دیواره ها ،

آنچنان مانوسم که اگر در بگشایی

پر نخواهم زد؟

بال هایم چیده نیست؛

پایم به جایی بسته نیست؛

که نیازی به این همه نیست.

 

تو هر رمضان قفسم را می گذاری در بهشت تا هوس کنم

ولی من...

چرا رهایم نمیکنی؟

 

من هیچ مولای کریمی را بر بنده ی زشتکارش  صبور تر از تو ندیده ام!

 

فاطمه شهیدی

نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 12:0 توسط مُهنَا| |

این روزا که شاهد خواستگاری و عقد و عروسی بعضی از دوستام هستم

ذهنم به موضوع ازدواج مشغول شده.

میبینم  سن ازدواج در جامعه مون  به 25...27....30..... یا حتی بالاتر هم رسیده !!

میدونم که تغییر در دیدگاه و الگوی جوونا باعث  این پدیده شده .

میدونم که بالا رفتن سطح توقعات خانواده دختر و حتی خود دختر

و تجملات و چشم وهم چشمی ها و مقایسه ها

یک طرف مشکلاته!

میدونم که انگیزه و طرز رفتار و فراهم کردن مایحتاج اولیه زندگی از طرف  پسرها جزء شروطه!

اما با این مقدمه چینی ها و زیاد کردن پیاز داغ ها و پرداختن بی مورد به حاشیه ها

داره ما رو و جوونهای ما رو از اصل و نتیجه دور میکنه!!

من همه اینها رو میدونم اما پیامدهایی که ازدواج دیر هنگام داره

باعث میشه  به راحتی از کنار خیلی از این دلایل گذشت.

از جمله ی این پیامدها:

با افزایش سن،شانس انتخاب همسر مناسب کاهش پیدا میکنه

تجرد در سن بالا باعث بلاتکلیفی و کاهش انگیزه برای  زندگی و افسردگی

و ترس از تنهایی میشه.

و اگر هم بالاخره این ازدواج صورت بگیره چون در سن بالابوده از شور و اشتتاق 

و وابستگی لازم به همسر میوفته!

و چه بسا سردی در زندگی منجر به ایراد گیری و اختلاف و دعوا و خدای ناکرده جدایی بشه!!

مگه نه اینکه نیاز انسان به زندگی اجتماعی و تشکیل خانواده نیازی فطری است ؛

و تطابق نیازهای درونی و امکانات بیرونی – که از مصادیق  تام حکمت الهی است – این امکان رو

فراهم آورده تا انسان ها با رو آوردن به ازدواج به این میل باطنی

و خواسته طبیعیشون پاسخ بدند.

آموزه های دینیمون هم به همین اصل توجه دادند

و پیوند زناشویی رو منشاء آرامش و آسایش میدونه و اونو از آیات الهی بر میشمره:

 و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها .. (21/30)

 و حضرت رسول اکرم (ص) هم با انتساب این کار به خود بر ارزش آن می افزایند ,

  اهمیت اونو بر پیروانشون بیشتر نمایان میکنند و بر انجام به موقع اون تاکید میکنند

 و این سنت طبیعی رو با سنت الهی به هم می آمیزد

 تا مسلمانان به انگیزه پاداش و ثواب نیز به این امر رغبت مضاعف ورزند

 و با تشکیل خانواده در تربیت انسانهای با فضیلت ، متدین، سالم، و عاطفی بکوشند.

 

حالا اگه شما جای من بودید به دوستاتون چه طور واسه ازدواج مشورت میدادید؟

 

...................................................

پینوشت:

امیدوارم دوباره زمانی از راه برسه که همه ی خانواده ها و جوونامون

 بتونن اهم رو از مهم تشخیص بدند...

 برای تمام دوستام زیباترین و پاکترین آرزوهای دنیا رو دارم.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 16:5 توسط مُهنَا| |


Design By : Night Skin